لاله‌زار گردی: قسمت بیست‌ودوم – به یاد داریوش اسدزاده

به اشتراک بگذارید:

Share on twitter
Share on facebook
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
لاله‌زار گردی: قسمت بیست‌ودوم - به یاد داریوش اسدزاده

خب سن و سالی از او گذشته بود. شاید خبر کسی را شوکه نکرد. اما شوکی بود به گروه نویسندگان لاله‌زار گردی. پیش خود گفتیم کاش خاطراتش را دقیق نوشته باشد! در رابطه با داریوش اسدزاده و لاله زار همینقدر بگوییم که او تاریخ لاله‌زار بود. این روز ها شاید به اندازه ی یک گزارش در فضای مجازی یا رسانه های مختلف از او و لاله زار و جامعه باربد و تئاتر نصر خواهید شنید.

دلمان گرفت. دوست داشتیم کمی بیشتر می‌ماند، شنیده بودیم تئاتر نصر را بازسازی می‌کنند. کاش در روز افتتاحیه حضور داشت اما مرگ تا به حال به هیچکس خبر نداده است. دست من و شما نیست. می‌آید و می‌رود. این قدرت نمایی اجل تکان دهنده بود. لاله زار خاطراتش را از دست می‌دهد؟ شاید باید دست به کار شویم. یاد داریوش اسدزاده شاید جرقه ای باشد برای سوزاندن خرمن روزمره ها، بازگشتن به صفحات خاک گرفته ی تاریخچه ی لاله زار. قسمت های جدید لاله زار گردی باید نوشته شود. کمی صبوری باید، اگر دست اجل عجله ای نداشته باشد. اندکی این مثنوی تاخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد.

یاد و خاطره ی استاد اسدزاده گرامی و جاودان.

آخرین‌های مجله
بخش‌های تحریریه
نظرات کاربران

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Share on print
چاپ این مقاله